بقعه این امامزاده در میان روستاى توان، در 18 کیلومترى خاور معلم کلایه واقع شده است.

بناى قبلى که شامل یک اتاق خشت و گلى بود در چند سال قبل تخریب شد و بجاى آن یک بناى مستطیل شکل به ابعاد 14×20 متر در دو طبقه احداث گشت که درِ آن از جانب شمال باز مى‏شود و چندین پنجره در جانب دیگر دارد. در شرق این فضا که به صورت مسجد ساخته شده، صندوق چوبى به ابعاد 20/1×2 متر قرار دارد که روى آن را با پارچه سبز پوشانده ‏اند.
دیوار و خارج بقعه با سنگ مرمر آراسته شده و فاقد گنبد است.

نامه‏اى از کتابخانه آیه‏اللّه‏ مرعشى بر دیوار بقعه نصب است که امامزاده را
به نام ابوهاشم علوى از نوادگانِ امام حسن مجتبى علیه‏السلام معرّفى مى‏نماید.

در تابلوى دیگر نسب نامه امامزاده به شرح ذیل آمده است: ابوهاشم
محمّد بن ابى الحسن على الباغر بن عبیداللّه‏ بن عبداللّه‏ بن حسن الاخشیش
بن جعفر الخطیب بن حسن المثنى بن امام حسن علیه‏السلام. که ظاهرا با سیّد ابو
هاشم محمّد قزوینى بن حسن بن زید بن حمزة بن ابى الحسن على بن زید بن
على السید بن عبدالرحن الشجرى بن قاسم بن حسن بن زید بن امام حسن
علیه‏السلام
اشتباه گرفته شده است.

این شخص که از سادات جلیل القدر حسنى و ملقّب به عفیف‏الدّین و از
دوستان صمیمى علاّمه نسّابه عمرى است. در قزوین سکونت داشته و با
دختر عمویش ازدواج مى‏کند که ثمره آن یک فرزند بنام حسن ابوطاهر
است. وفات وى به احتمال قوى در اواخر قرن پنجم هجرى است.[1]

علماى انساب اکثر اجداد و خاندان و پسر عموهاى وى را ساکن در
قزوین و نواحى آن مى‏دانند. به عنوان مثال؛ ابن طباطبا از اعلام قرن پنجم
هجرى مى‏نویسد: ابوالحسن على بن زید بن على بن عبدالرحمن الشجرى در
قزوین سکونت داشته و مادرش اُمّ الحسن الصغرى دختر عیسى بن محمّد
البطحانى بن قاسم بن حسن بن زید بن امام حسن علیه‏السلام بوده است. او اضافه
مى‏کند که وى پنج فرزند در قزوین داشته که ابوالقاسم حمزه معروف به
سراهنگ (جدّ امامزاده هاشم) زید، حسن و احمد معروف به امیرکا و عیسى
از جمله آنان‏اند.[2]

امام فخر رازى از سکونت زید بن على بن عبدالرحمن شجرى در قزوین
گزارشى نقل مى‏کند و سپس نوادگانِ او را که در قزوین، جبل و رى
مى‏زیسته‏اند مى‏شمارد.[3]

ابوطالب مروزى نیز گفتار ابن طباطبا را تکرار مى‏کند و از خاندان ابو
هاشم محمّد قزوینى حسنى به نیکى یاد مى‏کند.[4] بنابراین از آنجایى که
جمیع افراد این خاندان در قزوین سکونت داشته‏اند، لذا قول دوّم صحیح‏تر
به نظر مى‏رسد

 

[1]. المجدى: 32.

 

[2]. منتقلة الطالبیه: 245.

 

[3]. الشجرة المبارکه: 73.

 

[4]. الفخرى: 147.