مزارات ایران و جهان اسلام

سایت علمی پژوهشی زیارتگاه های ایران جهان اسلام (امامزاده ، بقعه، آرامگاه، مقبره، مزار، گنبد، تربت، مشهد، قدمگاه، مقام، زیارت، معرفی عالمان انساب، کتابشناسی مزارات و زیارت و انساب

خاطراتی از حج‌گزاری عضدالدوله دیلمی

خاطراتی از حج‌گزاری عضدالدوله دیلمی

محمدمهدی فقیه بحرالعلوم[1]

چکیده

عضد الدوله دیلمی، یکی از پادشاهان آل‌بویه بود که توجه فراوانی به پاسداشت علما و سادات داشت و آثار بسیاری از اهل ‌بیت: در عتبات عالیات و نیز مزارهای امامزادگان در ایران را احیا کرد. او در قرن چهارم می‌زیست و بنا به گزارش برخی از مورخان و نسب‌شناسان، به حج رفت و در آنجا با یکی از علویان آشنا شد که منجر به اتصال نسل او به نسل پیامبر خدا9 در ایران شد.

کلید واژه‌ها: آل بویه، عضدالدوله، حج، سادات.

مقدمه

نهاد حج، همواره در تاریخ اسلام اهمیت سیاسی، اجتماعی و اقتصادی زیادی داشته است. حکام مسلمان از نظر سیاسی سعی می‌کردند با شرکت فعال در انجام مناسک حج، ذکر نامشان در خطبة نماز جمعه در مکه و اقدامات خیرخواهانه در آنجا، در میان مسلمانان، اعتبار، مقبولیت و مشروعیت کسب کنند. این مسئله برای امرایی که از قرن سوم در گوشه و کنار خلافت عباسی ظهور کردند، اهمیت بیشتری داشت؛ زیرا آنها موقعیت متزلزلی در مقابل دستگاه خلافت داشتند و برایشان ضروری بود تا بدین وسیله، در میان مسلمانان اعتبار و مشروعیت کسب کنند.

عضدالدوله دیلمی، یکی از بزرگ‌ترین حاکمان ایرانی بود که در زمان فرمانروایی او، حکومت آل بویه به اوج اقتدار و شکوفایی خود رسید و در این دوران، خلفای عباسی بازیچه دست آل بویه بودند.

عضدالدوله به دلیل گستردگی قلمرو و فتوحات، احترام به دانش و دانشمندان، سادات و علویان، ایجاد مؤسسات علمی و فعالیت‌‌های عمرانی، از شهرت ویژه‌ای برخوردار است.

در این مقاله مختصر، ضمن نگاهی بسیار کوتاه به زندگی این حاکم مقتدر، به یکی از وقایع مهم زندگانی او در دوران کوتاه عمرش خواهیم پرداخت که به بهانه حج‌گزاری، منجر به وجود نسل پاکی از پیامبر خدا9 و از تبار امام حسن مجتبی7 در ایران شد.

بقعه میر علمدار

بقعه میر علمدار-بوشهر

بقعه میر علمدار در کوی بهمنی، خیابان میر علمدار  دریک کیلومتری امامزاده عبدالمهیمن بوشهر، قرار دارد.
از زمان احداث بنای اولیه بقعه متبرکه تاکنون، چندین بار به علت فرسایش بنای ساختمان بقعه تخریب و بازسازی شده است. ساختمان قبلی بقعه که از سنگ و گل و به صورت محقر ساخته شده بود در دهه 70 تخریب و بازسازی می گردد. این مجموعه شامل مسجد، ساختمان بقعه، حسینیه، خانه عالم، سالن ورزشی، سالن کتابخانه و آمفی تئاتر، آبدارخانه دو باب مغازه تجاری و سرویس بهداشتی می باشد.

شهرت محلی و نسب شریف

درباره شخص مدفون در بقعه ،اطلاع دقیقی در اختیار نیست؛ ولی در بین اهالی سه روایت در این مورد مطرح می باشد:

1-از سرداران ایرانی

برخی به استناد منابع متقدم و جنگ هایی که در بوشهر و بندر سیراف سابق  توسط سپاه اسلام و ایرانیان صورت گرفته ؛ خفته در این مکان را یکی از سرداران ایرانی می دانند که در هجوم مسلمانان برای فتح بوشهر کشته شده است و بعدها به میر علمدار خوانده شده است.

منشاء این ادعا به درستی معلوم نیست ویقینا با واقعیت نیز مطابقت ندارد.زیرا کشور یا شهری که سقوط  کرده ؛ دلیلی ندارد برای سرداران شکست خورده خود با حضور فاتحان بنای یاد بود ساخته باشند. خصوصا رسم اعراب بر این بود که سر فرمانده سپاه را برای پیشکش و اضهار فتح ، برای خلیفه ارسال می داشتند و بدن او و دیگر سربازان را یکجا دفن می کردند.

راجع به فتح بوشهر و شهر های آن گزارشهای متفاوتی به دست ما رسیده است . به گزارش یعقوبی، توج[1] که یکی از  شهرهای فارس است درسال 13ق/634م به روزگار ابوبکر، به دست عثمان بن ابی‌عاص که توسط افراد قبیلۀ عبدقیس همراهی می‌شد، گشوده شد.[2] اما دیگر مورخان، فتح این شهر را به روزگار عمربن خطاب دانسته‌اند.[3] بلاذری و قدامة بن جعفر فتح این شهر را در 19ق/640م،[4] و ذهبی آن را در 21ق/642م به دست عثمان بن ابی‌عاص ذکر کرده‌اند[5].

طبری از دو جنگ مسلمانان با اهالی توج یاد کرده است که جنگ دوم در 23ق روی داده است.[6] اگر سخن طبری را بپذیریم، می‌بایستی که اهالی این شهر پس از گشوده شدن نخستین آن به دست عرب‌ها، آنان را از شهر رانده باشند و بار دیگر در 23ق این شهر مجدداً به دست عثمان بن ابی عاص فتح شده باشد. ابن بلخی نیز از دوبار لشکرکشی عرب‌ها به ایالت فارس و شهر توج خبر می‌دهد که نخستین‌بار به فرماندهی علاءبن حضرمی، و بار دوم توسط عثمان بن ابی عاص صورت گرفته است. اما برخی از منابع، فاتح توج را مجاشع بن مسعود معرفی کرده‌اند.[7]

مجاشع از سردارانی بود که در خلافت عمر همراه ابوموسى اشعری فرماندهی گروهی از نیروهای عرب را در یورش به خوزستان برعهده داشت و احتمالاً وی از طرف ابوموسى اشعری برای کمک به اعرابی که از راه دریا به فارس تاخته بودند، مأمور شده بود.

عربها که از جانب بصره وارد خوزستان شده بودند، با نیروهای عثمان بن ابی‌عاص که از جانب دریا وارد فارس شده بودند، در نزدیکی ارجان به یکدیگر پیوستند که منجر به فتح دیگر شهرهای فارس و خوزستان شد و احتمالاً این اختلاف میان منابع تاریخی دربارۀ فتح این شهر و فاتح آن از همین‌جا ناشی شده است.[8]

منابع تاریخی تأکید دارند که این شهر به دست عثمان بن ابی‌عاص، بازسازی گردید و وی پس از بنا کردن مسجدی، آنجا را پایگاه مسلمانان قرار داد.

میرزا حسن حسینی فسایی درباره فتح توج و بوشهر می نویسد "...چون عثمان بن ابی العاص شهر توج را بگشود، شهرک نام ، مرزبان فارس به جانب ریشهر گریخت و سپاه انبوهی در گرد خود حاضر داشت و عثمان برادر خو "حکم" را برای تسخیر شهر ریشهر روانه داشت . پس جنگ سختی میانه عرب و عجم درافتاد و عجم شکست یافت و شهرک مرزبان کشته گشت و شهر ریشهر را مسخر ساختند."[9]

بر این اساس برخی تصور نموده اند که این مکان مدفن شهرک ، مرزبان سپاه ایرانی است که در مقابل سپاه مسلمانان کشته شده است . اما اینکه او را میر علمدار بخوانند با این بقعه چه ربطی دارد ، نگارنده هیچ تناسبی را برای آن قائل نیست و اساسا این قبر را متعلق به شهرک مرزبان سپاه اسلام نمی داند.

پراکندگی نوادگان محمد حنفیه در ایران وجهان

 

پراکندگی نوادگان محمد حنفیه در ایران وجهان

ابواسماعیل ابراهیم بن ناصر طبا طبا ، از دانشمندان انساب  قرن پنجم هجری ، در کتاب منتله الطالبیه که به مهاجران آل ابی طالب در سراسر جهان به ویژه در شهرهای سابق ایران می پردازد ، جمع کثیری از نوادگان محمد حنیفه را می شمارد که به شهر های مختلف مهاجرت نموده و منشا آثار و برکاتی برای اهالی آن دیار بودند . در اینجا بر اساس نام شهر ها به اسامی نوادگان محمد حنفیه می پردازیم که به آنجا سفر نموده ویا در آن شهر ها وفات یافته اند .

 1 – استاق افزون از نواحی ری : احمد الزاهد بن محمد العوید بن علی بن عبدالله بن جعفر بن محمد بن الحنفیه ، وی از قم به ری مهاجرت کرد و دارای نسل در ری قم وقزوین است . از او سه فرزند به یادگار ماند که ابوالحسن علی در قم ، ابوعبدالله  حسین فقیه در قزوین و ابوزید محمد در ری از آنهاست [1].

2 – بجه : جعفر بن اسحاق بن عبدالله راس المدری بن جعفر بن عبدالله بن جعفر بن محمد بن حنفیه ، عبدالله بن عبدالحمید بن جعفر الملک که پادشاه بجه بود اورا کشت .[2]

3 – بغداد : علی المدبر بن محمد العوید  بن عبدالله راس المدری بن جعفر الثانی، در بغداد ساکن بود و یک فرزند به نام محمد داشت .[3]

ونیز ابوطاهر احمد بن حسین بن محمد بن علی بن اسحاق بن عبدالله راس المدری ،در بغداد سکونت داشت و داری فرزندانی بود اما تنها دختران او باقی ماندند.[4]

4 – بصره : حسن بن علی بن جعفر المحدث الثالث بن عبدالله راس المدری .[5]

و نیزفرزندان قاسم بن جعفر الاصغر بن عبدالله بن جعفر بن محمد بن الحنفیه در بصره سکونت داشتند .[6]

و همچنین سید ابوالحسن احمد بن محمد العوید بن علی بن عبدالله راس المدری نقیب شهر بصره و ساکن آنجا بود .[7]

وابوعلی محمدی الطویل که نقابت سادات بصره را بعهده داشت و نامش سید جسین بن حسن بن عباس بن علی بن جعفر الثالث بن عبدالله راس المدری و دوست ابوالحسن عمری نسابه بود .[8]

 5– حران : فرزندان علی المدثر بن محمد العوید بن علی بن عبدالله راس المذری .[9]

و نیز ابراهیم بن عبدالله راس المذری  ، که مادرش کنیز بود و صاحب شش فرزند به اسامی : ابو علی حسن نسابه ، عبدالله ، محمد ، احمد ، علی وحسین بود در حران سکونت داشتند .[10]

امیر حران سید ابوالفوارس حسین بن حسن بن ابراهیم بن علی بن محمد ابی علی النسابه بنابراهیم بن عبدالله راس المدری که ملقب به فکیک بود و از احترام فوق العده ای بین سادات برخوردار بود . او یک فرزند مفلوج بنام محسن داشت .[11]

6 – حلب : ابوالقاسم محسن بن محمد بن محسن بن ابراهیم بن ابی علی محمد النسابه بن ابراهیم بن عبدالله راس المدری، دوست ابوالحسن عمری نسابه است که در حلب می زیست و از او با عنوان الشریف الدین العمال یاد شده است .[12]

7– روم : ابوالقاسم بن علی الامیر بن محمد بن ابراهیم بن عبدالله راس المذری ، در روم سکونت داشت و فرزندانش ابوالحسین حسن ف ابوعبدالله ابراهیم ، عبدالله ، ابواحمد طاهر ، محمد و حسین بودند .[13]

8 – ری : از مهاجرین قم به شهر ری سابق ، ابوزید محمد بن احمد الزاهد بن محمد العوید . او صاحب چند فرزند به اسامی : ابوالقاسم عزیزی ، ابراهیم ، احمد ، ناصر و ابراهیم اصغر بود .[14]

نیز در ری ، ابوالحسین احمد بن علی بن جعفر بن عبدالله راس المدری سکونت داشت .[15]

وهمچنین نقیب شهر ری سید ابومحمد جعفر بن محمد بن حسن الفقیه الفاضل القزوینی بن احمد بن محمد العوید بود .[16]

 9– سابوراز نواحی فارس : پسر حمزه بن حسین بن علی بن حسین بن زید بن جعفر المحدث بن عبدالله راس المدری .[17]

10 – سمرقند : ابوجعفر محمد بن علی بن عبدالله بن ابراهیم بن عبدالله راس المدری . وی سیدی جلیل القدر و نقیب سمرقند بود .[18]

11 – طبرستان : حسین بن احمد الاکبر بن عبدالله راس المدری .[19]

12 – فسا : فرزندان اسحاق بن عبدالله راس المدری ف مادرش کنیز بود و فرزندان او عبارتند از : حسن ، قاسم ، عبیدالله شبیه به رسوالله (ص) ، جعفر ، علی ، حسن ومحمد می باشد .

ونیز فرزند احمد یا محمد بن قاسم بن عبدالله راس المدری در فسا سکونت داشت .[20]

13 – عکبرا : محمد بن احمد بن حسین بن محمد بن علی بن اسحاق بن عبدالله راس المدری ، با عنوان شریف ابوالفضل محمدی الاحول شناخته می شد و مادرش از سادات حسینی بود . او سیدی محترم بود و سه دختر داشت که در عکبرا می زیستند . [21]

14 – قزوین : ابوعبدالله حسین الفقیه بن احمد الزاهد بن محمد العوید بن علی بن عبدالله راس المدری . از قم به قزوین مهاجرت کرد و در انجا صاحب چهار فرزند به اسامی ابوطالب محمد ، ابوهاشم احمد ،ابویعلی عبیدالله و حسن شد .[22]

ونیز برادرش عبدالله بن احمد زاهد درقزوین بود . این دو برادر در قزوین دارای نسل زیادی بودن که از آنها روسای بزرگ ، نقباء اشراف ، علما و دانشمندان بزرگ و معروفی برخاسته اند که اسامی آنها را رافعی در کتاب التدوین ذکر نموده است . از جمله آنها ابوحرب جعفر و ابوسلیمان محمد فرزندان ابوشجاع حیدربن جعفر بن علی بن محمد بن علی بن محمد بن حسین که از محدثان و راویان بودند.[23]

15 – قم : ابوالحسن علی بن احمد الزاهد بن محمد بن علی بن عبدالله راس المذری . از نصیبین کوفه به قم مهاجرت کرد و پدرش با او بود . او در این شهر صاحب شش فرزند به اسامی : ابوالقاسم حمزه ، احمد ، محمد ، حسین ، حسن و طاهر شد .[24]

16 – کوفه : جعفر المحدث بن عبدالله الراس المذری ، مادرش کنیز بود و در این شهر صاحب هشت فرزند به اسامی : زید ، محمد ، عبدالله ، حمزه ، موسی ملقب به کعب الغزال ، اسحاق ، ابوطالب و ابوالطیب قاسم شد .[25]و نیز ابوالطیب احمد الداعی بن حمزه بن حسین بن زید بن جعفر الثالث بن عبدالله راس المدری که در کوفه می زیست و نسلش نیز در این شهر بودند و به فرزندان بقبق یا اکده شهرت داشتند.[26]

17 – مصر : علی بن اشهل البقیع بن عون بن علی بن محمد بن حنفیه ، وی چند فرزند به اسامی : علی ، موسی ، حسین ، و در برخی از مشجرات ،عیسی ، احمد، حسن و محمد ذکر شده است .[27]

و نیز در مصر ابوتراب حسن بن محمد مصری ملقب به ثلث و حزوبه ابن عیسی بن علی بن محمد بن علی بن علی بن محمد حنفیه که به ابن العمریه مشهور بود به شهادت رسید .فرزندان اورا در مصر بنوا ابوتراب می خواندند .[28]

همچنین دررودخانه نیل مصر ، ابوعبدالله حسین بن اسحاق صابونی بن حسن بن اسحاق بن عبدالله راس المدری غرق شد .[29]

18– مکران :علی بن جعفر الاصغربن عبدالله راس المدری ، در مکران صاحب دو فرزند به اسامی محمد و علی شد .[30]

19 – موصل : ابوعبدالله محمد بن ابمحمد حسن بن احمد بن قاسم بن محمد  العوید بن علی بن عبدالله راس المدری که نقیب شهر موصل بود و مادرش دختر ابوعلی زیدی نقیب موصل است . از او با عنوان الشریف التقی عمیدالشرف یاد شده است .[31]

20 – نجف یا مشهد غروی : نقیب این شهر ابوالحسین زید بن جعفر بن جسین بن علی بن حسین بن زید بن جعفر الثالث بن عبدالله راس المدری که دوست ابوالحسن عمری نسابه و دارای دو پسر بود .[32]

– هند : فرزندان حسن بن علی بن محمد اشهل البقیع در هند بود .[33]  21

و نیز فرزندان محمد ابو تریده بن علی منصوری بن عبداله بن جعفر بن محمد بن حنفیه در هند بودند .[34]

  22- یمن : فرزند احمد بن حسن بن علی بن قاسم بن عبدالله راس المدری [35].



[1] . منتقله الطالبیه ص 35 .

[2] . المجدی ص 432 .

[3] . منتقله الطالبیه ص 66 .

[4] . منتقله الطالبیه ص 66 .

[5] . همان ص 83 .

[6]  . همان ص 83 .

[7] . المجدی ص 434 .

[8] . همان ص 435 .

[9] . منتقله الطالبیه ص 121 .

[10] . همان ص 121 و المجدی ص 431 .

[11] . المجدی ص 434 .

[12] . المجدی ص 434 .

[13] . منتقله الطالبیه ص 148 .

[14] . همان ص 165 .

[15] . منتقله الطالبیه  ص165 .

[16] . المجدی ص 435 .

[17] . منتقله الطالبیه  ص 179 .

[18] . همان ص 183 .

[19] . همان ص 214 .

[20]  . همان ص 235 .

[21] . المجدی ص 433

[22] . منتقله الطالبیه  ص 250 .

[23] . التدوین ص 250 .

[24] . منتقله الطالبیه ص 257 – 258 ، تاریخ قم ص 223 -224 .

[25] . منتقله الطالبیه ص 277 .

[26] . المجدی ص 435 .

[27] . منتقله الطالبیه ص 303 .

[28] . المجدی ص 430 .

[29] . المجدی ص 433 .

[30] . منتقله الطالبیه ص 323 .

[31] . المجدی ص 434 .

[32] . المجدی ص 435 .

[33] . همان ص 352 .

[34] . المجدی ص 431

[35] . منتقله الطالبیه ص 357 .

  • ۱۷۳

معرفی و نقد کتاب الانساب المشجرة

معرفی و نقد کتاب الانساب المشجرة

محمد مهدی فقیه بحرالعلوم[1]

هنگامی که مقالة حسام الدین عبدالخالق با عنوان النجف مدینة ثقافیة مهملة[2] از سوی نماینده محترم ولی فقیه در امور حج و زیارت در تاریخ 21/3/1391 برای اینجاب ارسال شد. پس از مطالعه دریافتم که مقاله‌ای متین دربارة مخطوطات نجف اشرف است که در آن دهها نسخته مخطوط از تألیفات گرانبهای بزرگان اسلام و جهان اشاره دارد. در آخر معرفی کتابهای موجود به این مطلب اشاره می‌کند که : « ... فضلاً عن کتاب الانساب فی خمس مجلدات، یختص بانساب العلویین و هو نادر و فرید، لیس له مثیل.»

دریافتم که دسترسی به آن برایم که بیش از 25 سال در خصوص انساب و رجال پژوهش دارم گنجی با ارزشی خواهد بود. هنوز با نمایندگی بعثة مقام معظم رهبری- دامة برکاتة- در نجف و کربلا برای تهیة این نسخه به صحبت ننشسته بودم که ناگهان خبر چاپ کتابی با عنوان الانساب المشجر را در کتابفروشی جنب کتابخانة آیة الله مرعشی رحمة دیدم و با خوشحالی تمام و نگرانی خاص آن را خریداری نمودم.

خوشحال بودم چون کتاب به صورت بسیار زیبا و با کاغذ گلاسه به چاپ رسیده و قیمتی در خوش شأن این دسته از کتابها داشت و بر روی جلد آن به اهتمام سید محمد صادق خرازی و شیخ شریف آل کاشف الغطا و سید علی موجانی نوشته شده بود که از نام این بزرگواران معلوم می‌شد که برای احیای این اثر، دقتی ویژه داشته‌اند.

اما نگران بودم که مبادا این اثر نیز مانند آثاری که از کتابخانه وزین آیة الله مرعشی رحمة و با تحشی سید مهدی رجایی در سالیان اخیر به چاپ می‌رسد دچار حذف و یا اغلاط فاحش شود. نگرانی و اضطراب بنده با خواندن مقدمة کوتاه آن در همان دقایق ابتدایی، خوشحالی بنده را به همان نگرانی تبدیل کرد که انتظارش را داشتم، زیرا با تورق در صفحات بعد، معلوم شد که ظاهر زیبا و خط بسیار عالی این اثر، آقایان را فریب داده و بدون ارایه اثر به کارشناسان خبره انساب جهت نظر خواهی، باعث شده که در مقدمه چنین بنگارند که : «الانساب المشجره، نمونة نادری است از این مجموعة تألیفات، نسخه‌ای نفیس و فرید که مؤلفی ناشناس در عصر شیخ صدوق «ابن بابویه قمّی» در حوالی قرن چهارم هجری قمری آن را تصنیف نموده است. متأسفانه از اصل نسخه اثری وجود ندارد اما بر حسب تصادف هنگامی که برای آخرین بار نسخه در سال 133 ه.ق شاید برای ترمیم و صحافی در اختیار یکی از اساتید مرمت کار روضة حسینی به نام آقا سید هاشم صحاف تهرانی (درگذشت 1335 ق) قرار گرفته بود به دست وی با نهایت زیبایی در قالب صفحات پیش روی تنظیم و به قلم کشیده شد.»

سیر ساخت و نصب صندوق و ضریح بر مرقد امامین جوادین (علیهماالسلام)

 

سیر ساخت و نصب صندوق و ضریح بر مرقد امامین جوادین (علیهماالسلام)

محمدمهدی فقیه بحرالعلوم[1] و علی احمدی[2]

چکیده: شهر کاظمین از نظر تاریخی و جغرافیایی، یکی از شهرهای مهم تاریخ اسلام است؛ زیرا در این سرزمین، کانون علم و عشق و هنر و صنعت نهفته است.

آرامگاه امامین جوادین (علیهماالسلام) همچون خورشیدی در قلب شهر کاظمین قد برافراشته و نورافشانی می‌کند و عطر دل‌انگیز آوای توحید و صلای عشق و معنویت از گلدسته‌های آن، مشام جان عاشقان را همواره نوازش می‌دهد.

هنر اسلامی و ایرانی بر در و دیوار، صحن و رواق، روضه و سرداب، صندوق و ضریح حرم، کاشی‌کاری و نقاشی، میناکاری ، تذهیب و ... نهایت سلیقه و هنر در معماری و طراحی حرم مشاهده می‌شود و چشم هر بیننده را نوازش می‌دهد.

این گنبد و بارگاه، خورشید درخشان زمین است و شکوه و جلال و عظمت و زیبایی از آن پرتوافکن است. نقاشی‌ها و تزینات دیگران، به خصوص تذهیب روضه منور و خاتم‌کاری صندوق و قلم‌زنی‌های ضریح مطهر، چشم هر بیننده را خیره می‌سازد.

از آنجایی که پرداختن به تمامی زوایای مختلف حرم مطهر جوادین (ع) خود کتابی را می‌طلبد، لذا در این مقاله سعی شد تا صندوق و ضریح مطهر این دو امام در طول اعصار و قرون، بررسی شود تا ضمن معرفی آن، که از آثار نفیس هنری است، جوابی به برخی مغرضان باشد که ساخت صندوق و ضریح، حتی بین اهل‌سنت و بزرگان آنان، رواج داشته و بزرگان و امیران و پادشان دوره‌های گوناگون، به تعمیر صندوق  و ساخت ضریح همت داشته‌اند.

کلیدواژه‌ها: امام موسی کاظم (ع)، امام محمد جواد (ع)، کاظمین، مرقد، صندوق، ضریح، روضه منور.

تاریخچه انتقالِ جنائز به عتبات عالیات (شهرکربلا)

تاریخچه انتقالِ جنائز به عتبات عالیات (شهرکربلا)

نویسنده: محمد مهدی فقیه بحرالعلوم[1]

چکیده

انتقال مردگان به اماکن مقدس، یکی از فرهنگ‌های مخصوصِ جوامع شیعی است که از دیرباز بین شیعیان، رواج داشته است. این سنت در برخی خاندان‌ها و عالمانِ شیعی به قدری ریشه‌دار بوده که اگر امکان نقل جسد در زمان فوت نبوده، جسد موقت دفن می‌شده و پس از رفع موانع، به مکانِ مقدسِ مورد وصیت، منتقل می‌شده است. در ایران نیز این فرهنگ، جاری بوده و هست. برخی وصیت می‌کردند جسد آنان درمشهد و حرم اما علی بن موسی الرضا(ع) و یا در قم، حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه (س) دفن شوند و برخی دیگر، تاکید داشتند که جسد آنان به عتبات عالیات منتقل و در آنجا به خاک سپرده شود که سهم کربلا ونجف، از همه شهرهای مقدس عراق، بیشتر بوده است.در اینکه انتقال جسد به عتبات از چه زمانی شروع شده بین مورخان معاصر اختلاف است اما در دوره صفویه این سنت رواج داشته ودردوره قاجاریه به اوج خود رسیده است.این مقاله، به بررسی تاریخچه وگزارشهای انتقال جنائز به عتبات عالیات و به شهر کربلا و نجف است که نگاهی به گزارش جهانگردان ووضع بهداشت و نحوه حمل و مشکلات آن می پردازد.

کلید واژه: انتقال مردگان، عتبات عالیات، کربلا، نجف، کاظمین، دوره آل بویه ، دوره قاجاریه

بررسی نقش شیعیان در تدوین منابع مربوط به مزارات

بررسی نقش شیعیان در تدوین منابع مربوط به مزارات

 

محمد مهدی فقیه محمدی جلالی بحرالعلوم[1]

مقدمه

بخشی از منابع مکتوب تاریخی گذشته به " مزارات " یا " کتب مزاریه " اختصاص دارد.علم مزارشناسی سابقه‌ای بیش از دو هزارساله دارد و قرآن کریم نیزدر سوره تکاثر (الهاکم التکاثر حتّی زرتم المقابر) به آن اشاره نموده است. مزارشناسی زیرمجموعۀ نسب‌شناسی و تاریخ نگاری محلی است و مزارشناسان برای تعیین قبر شخص یا اشخاص چند قاعده دارند که بایست به آن توجه داشت. به جهت کثرت مزارات شیعیان در سراسر عالم، چنین تصور می رود که شیعیان مبدع علم مزار شناسی هستند اما تا نیمه دوم قرن دهم هجری هیچ اثری از تدوین کتاب مزار شناسی به دست شیعیان یافت نمی شود هرچند آنان در ساخت و توسعه مزارات همت قابل وصفی داشتندو در تالیف کتب مزاریه که بیشتر به نحوه زیارت و ثواب آن و اسناد زیارتنامه های ماثور که مخصوص امامان شیعه و به ویژه امیر مومنان و امام حسین(ع) است می پرداختند. در این رساله سعی می شود علاوه بر ریشه یابی مزارشناسی، به نقد و معرفی آثار تالیقی توسط اهل سنت و شیعیان و نیز اشاره ای به روش شناسی مزارشناسان در تعیین مراقد بپردازیم.

کلید واژگان : مزارات، مزارشناسی، مزار نویسی، شیعیان و کتب مزارات و ....

فرزندان سلطان علی (مشهد اردهال)

فرزندان سلطان علی (مشهد اردهال)

مقدمه

علی بن محمد باقر(ع) فرزند امام باقر(ع) و از اصحاب برادرش امام صادق(ع)[1] است. علی وخواهرش زینب ازمادری کنیز (ام ولد) به دنیا آمدند.[2]چنین مشهور است که عده‌ای از دوستداران اهل بیت(ع) از اهالی چهل حصران و فین کاشان نامه‌ای خدمت امام باقر (علیه‌السلام) نوشتند، که چون ما از محضر شما دور هستیم یکی از فرزندان خود را برای راهنمایی و تربیت و تعلیم احکام به جانب ما بفرستید. آن حضرت فرزند خود، علی بن محمد(ع) را با رسولان روانه کاشان کرد و اسباب سفر آن حضرت را برادرش امام صادق(ع) فراهم نمود.[3]

گویند: هنگام ورود سید علی، در فین حدود ۶ هزار نفر برای استقبال آمدند. وی مدتی در جاسب و خاوه مشغول هدایت مردم بود و بیشتر در مسجد جامع کاشان -که فعلا در کوی میدان کهنه واقع است - مشغول عبادت بود و شیعیان برای ادای نماز جمعه خدمتش مشرف می‌شدند، و کرامات زیادی مشاهده می‌نمودند.[4]

تذکره نویسان  محلی گویند علی بن محمد، نامه‌هایی برای پدر بزرگوارش به مدینه می‌فرستاد و حالات خود و شیعیان را بیان می‌فرمود، تا در سال ۱۱۴ هجری قمری خبر شهادت پدر بزرگوارش به آن حضرت رسید.[5]

بعد از حدود سه سال از شهادت امام محمد باقر(ع) در سال ۱۱۶ق، مخالفین، علی بن محمد را به همراه عده‌ای از دوستان و موالیان و منسوبین به وی شهید کردند. از آنجا که ۲۷ جمادی‌الثانی در سال شهادت علی بن محمد مصادف با ۱۷ مهر بوده، هر سال به مناسبت سالگرد وی در جمعه دوم مهر مراسم قالی شویان همراه با عزاداری کنار قبرش برگزار می‌شود.[6]

نقل شده است وی در لحظه وفات به شخصی به نام خواجه ملک شاه وصیت کرده است:

(ای دوست موافق! وصیتی چند دارم، باید به وصایای من عمل کنی:

    برادرم و نور دیده‌ام (سلطان محمود) از ترس دشمنان در خانه عبدالکریم بارکرسی پنهان شده است. کوشش کن او را به مردم چهل حصاران و فین رسانی که به وی آسیب نرسد.

    نامه‌ای به حضرت برادرم امام صادق(ع) عرضه کن و تمام وقایع و شرح غربت و مظلومی مرا بده و ذکر کن که مردم با من چه‌ها کردند و نگذاشتند، یک دفعه دیگر به خدمتت برسم.

    سلام مرا به دوستان فین و چهل حصاران برسان و بگو قبر مرا در همان محلی قرار دهند که به شما نشان داده‌ام و تخلف نورزند.[7]

موضوعات
سایت علمی پژوهشی زیارتگاه های جهان اسلام (معرفی بیش از چهل هزار زیارتگاه)

طراح وبلاگ: سید محمد علوی زاده