3 ـ حسین بن زید شهید علیه‏السلام

قیام حسین بن زید علیه‏السلام

نصیحت عبداللّه‏ بن حسن.

 

 

 3 ـ حسین بن زید شهید علیه‏السلام

دومین فرزند حضرت زید علیه‏السلام حسین است، او در شام متولد شد،
مادرش: ام ولد (کنیز) بود. تاریخ تولد او سال 114 یا 115 ه . ق و مدّت
عمرش 76 سال مى‏باشد[1].

کنیه او ابوعبداللّه‏[2] لقبش ذوالدمعه و ذالعبره (صاحب اشک) مى‏باشد
هنوز هفت سال از عمرش نگذشته بود، که غبار یتیمى بر سرش نشست، و
پدرش به شهادت رسید.

 

امام صادق علیه‏السلام او را پرورش داد و به خوبى تربیت کرد، و به او علم و
دانش و حکمت آموخت، او در سایه لطف امام زندگى کرد و آن حضرت بعد از
شهادت پدرش تعلیم و تربیت او را به عهده داشت، و از امام استفاده‏هاى
علمى زیادى کرد.[3] شیخ طوسى در رجال[4] او را از اصحاب امام
صادق علیه‏السلام مى‏شمرد.

حسین بن زید از روات و صاحب کتاب است و نجاشى و شیخ طوسى رحمه‏الله او
را عنوان کرده‏اند، و نیز ابن حجر، هم در تقریب و هم در تهذیب او را یاد کرده و
ستوده است.[5]

علت آن که حسین بن زید را، به ذى الدمعه و ذى العبره (صاحب اشک)
لقب داده بودند، این بود که او بسیار مى‏گریست و اکثر اوقات اشک از دیدگان
مبارکش سرازیر بود.

فرزندش یحیى مى‏گوید: مادرم به پدرم حسین بن زید عرض کرد: چقدر
گریه‏هاى تو زیاد است؟

پدرم در جوابش گفت: آیا آتش، و آن دو تیر برایم خوشحالى و سرورى
باقى گذاشته که جلو گریه‏هایم را بگیرم.

مقصودش از آتش یادآورى خاطره جانگداز سوزاندن جسد مقدس
پدرش زید علیه‏السلام و منظور از دو تیر آن دو تیرى بود که یکى به پدرش زید و

دیگرى به برادرش یحیى اصابت کرد.[6]

صاحب (غایة الاختصار) درباره حسین مى‏گوید:

«کان سیّدا جلیلاً شیخ اهله و کریم قومه»[7] حسین بن زید آقا، بزرگوار،
محترم و بزرگ خاندان و در میان خویشانش بسیار گرامى بود. او از نظر زبان،
 بیان، قلم، زهد، فضل، احاطه و بر انساب، شناسایى افراد و تاریخ از رجال بنى
هاشم به حساب مى‏آمد.[8] او، به کمک ابراهیم، محمد و فرزندان عبداللّه‏
محض شتافت و در جبهه جنگ همراه آنان مى‏جنگید و پس از شهادت آن
دو متوارى شد.

او را در آخر عمرش مکفوف (نابینا) لقب دادند چون او آخر عمرش نابینا
شد و شاید علت آن، همان زیاد گریستن او بود. او در سال یک صد و چهل ه .
ق زندگى را بدرود گفت.[9]

 قیام حسین بن زید علیه‏السلام

حسین بن زید علیه‏السلام از کسانى بود که همراه محمد و ابراهیم فرزندان
عبداللّه‏ بن حسن قیام کرد و سپس براى مدتى طولانى متوارى شد و چون او
را تعقیب نکردند و اطمینان یافت که دستگیر نخواهد شد خود را ظاهر

ساخت.

برادرش محمد بن زید مورد محبت منصور عباسى قرار گرفت و وى را نزد
خودش برد. محمد به وسیله نامه برادرش، حسین را از جانب منصور تأمین
مى‏داد و موقعى که از طرف منصور آسوده خاطر شد. علنا در مدینه آشکار
شد ولى با کسى تماس نمى‏گرفت و تا از کسى کاملاً اطمینان پیدا نمى‏کرد او
را به خانه خویش راه نمى‏داد.

على مقانعى به سند خود از حسین بن زید روایت کرده است که گفت: «در
نهضت محمد بن عبداللّه‏، چهار تن از فرزندان امام حسین بن على علیهماالسلام
خروج کردند. من، برادرم عیسى، موسى و عبداللّه‏ فرزندان امام جعفر بن
محمد علیهماالسلام بودیم.» [10]

 نصیحت عبداللّه‏ بن حسن

حسین بن زید گوید: «روزى گذار من به عبداللّه‏ بن حسن که در مسجد
رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏و‏آله نماز مى‏خواند افتاد و چون مرا دید با دستش به من اشاره
کرد، من به نزدش رفتم، همین که نمازش تمام شد رو به من کرد و گفت:

اى برادر زاده چون تو خود الان صاحب اختیار و آزادى دلم خواست تا
پندى به تو دهم شاید خداوند تو را بدان سود بخشد. فرزندم به راستى که
خداوند تو را در جایى و مقامى قرار داده که کسى جز تو در آن مقام و

جایگاه نیست، تو در سنین جوانى هستى و مردم دیده‏هاى خود را به تو
دوخته‏اند، خوبى و بدى هم به سویت شتابانند، پس اگر کارى کنى شباهت به
رفتار گذشتگان داشته باشد معلوم است که خیر و خوبى به تو روى آورده
و اگر کارى مخالف آنها انجام دهى به خدا سوگند بدى و شرى است که
به سویت شتافته است، و همانا تو پدرانى پشت سر گذارده‏اى که نظیرى
در مقام و مرتبه نداشند و نزدیک‏ترین پدرانت زید بن على است که من نه
در میان خودمان و نه در میان دیگران همانندش را ندیدم.
و هر چه بالا روى به فضیلت و برترى برخورد کنى؛همانند على، و بعد حسین
و بعد على بن ابیطالب علیه‏السلام.[11]

 

 

[1]. اعیان الشیعه 6: 23.

 

[2]. بحارالانوار 46: 158.

 

[3]. بحارالانوار به نقل از مقاتل الطالبیین:387 ابوالفرج اصفهانى واخذ عنه علما کثیرا:387. و اعیان الشیعه 6:23.

 

[4]. رجال شیخ طوسى:168.

 

[5]. پاورقى مقاتل الطالبیین:360.

 

[6]. بحارالانوار جلد 46: 157 و مقاتل الطالبیین و مقدمه صحیفه سجادیه شرح
فیض الاسلام: 17.

 

[7]. غایة الاختصار: 12.

 

[8]. و کان من رجال بنى هاشم لسانا و بیانا و علما و زهدا و فضلا و احاطة بالنسب و ایام الناس.

 

[9]. بحارالانوار 46: 158 و مقدمه صحیفه سجادیه شرح فیض الاسلام چاپ جدید: 17.

 

[10]. مقاتل الطالبیین: 384.

 

[11]. مقاتل الطالبیین: 385، به نقل از کتاب شخصیت و قیام زید بن على علیه‏السلام: 367ـ398.